عکس های راه یافته به اولین سوگواره عکس عاشورا استان اصفهان








محرم امسال برای من سال عکس بود پر از عکس ها و لحظه های دیدنی که برای خودم دیدنشون لذت بخشه.
این مدت احساس کردم فقط می تونم بگم عاشق یه چیز هستم اونم عکاسیه موسیقی و گرافیست و طراح بودن چیزهایی نبود که بتونه به این حد منو تغییر بده و پخته تر از همیشه منو بار بیاره.
و احساس می کنم راه زندگیمو پیدا کردم و از این بابت خوشحالم .امیدوارم بتونم برای همیشه این اسم رو نگه دارم. (عکاس)
این مدت احساس می کنم بیشتر تونستم خودمو بشناسم و از استعدادام استفاده کنم. جای شما خالی برای اربعین به یکی از امام زاده های نزدیک فرودگاه اصفهان رفتیم .
از دسته های عزاداری گرفته تا تعزیه زیبایی که اجرا شد. تمام برنامه خوب بود.
صبح از ساعت ۹ تا ۵ بعداظهر اونجا بودیم.از نزدیکی های فرودگاه حدود دو ساعت پیاده رفتیم با دسته عزاداری.
بعد از دو ساعت عکاسی توی جاده ای که همه به دنبال هم به سمت امام زاده در حرکت بودند.بالاخره رسیدیم امام زاده کمی استراحت کردیم و بعد تا قبل از نماز عکاسی کردیم و بعد از نماز و ناهار که من دو تا نون با خودم برده بودم همونو خوردم و باز راه افتادم دنبال سوژه.
خوب خیلی شلوغ بود . نتونستم برم غذا بگیرم.بعد هم تعزیه اجرا شد - من که نه مجوز داشتم نه کارتی مجبور بودم از دور عکس بگیرم این شد که شترهای عزاداری که رد می شدند یکی از اونها پاشو گذاشت رو ی پای من اینو بگم با پای لنگون لنگون ادامه دادم. بهر حال اگه قراره یه عکاس باشم باید سفت و محکم باشم .
پا درد و عشق و ذوق عکاسی با هم قاتی شد و این عکس ها به وجود اومد. صحنه های زیبایی دیدم که نتونستم همه اونها رو عکس بگیرم ولی تا همیشه توی ذهن و فکرم باقی می مونه .
این قدر غرق نقش خودشون بودند که من واقعا پشت روزنه دوربین احساس کردم که همون جام جایی که کربلا اتفاق افتاد همون حس .همون حس قشنگی که وقتی قراره بری زیارت داری..
خلاصه من چند تا از اون عکس هارو براتون گذاشتم که ببینید این ها رو از دور زوم کردم اگه واقعا راهی برای عکاسی بهتر داشتم دریق نمی کردم.
.ولی سعی کنید هیچ وقت کنار یه شتر عکاسی نکنید.
چون اونموقع مجبورید خندهای اونو تحمل کنید وقتی که پاشو روی پاتون گذاشه.![]()
![]()
