تبليغاتX
سکوت عکس

سکوت عکس

ای کاش نبودنت را با خود می بردی..

نمیدانم چه می خواهوم بگویم..
زبانم در دهان باز بستست..در تنگ قفس باز است و افسوس
که بال مرغ آوازم شکستست..
نمیدانم چه می خواهم بگویم.. 
غمی در استخوانم می گدازد..
میان نا شناسی آشناتر
گهی می سوزدم گه می گدازد..

 به صورت اتفاقی  کسی رو که خیلی دوستش داشتم رو از دست دادم..
با اینکه سال پیش هم این اتفاق براش پیش اومده بود ولی امسال از پیشم برای همیشه رفت..
روزی رو به خاطر می یارم که برای اولین بار دیدمش ..
شاید یاورتون نشه که بودنش برای من برکت ..و رفتنش برای من یه غم بزرگ بود..
شاید براتون کمی عجیب باشه که عاشق چیزی باشید..که برای خیلی ها یه وسیله ..یا یه چیزی برای تفریح و وقت گذروند ن..
ولی اون برای من خود من بود ..و حتی بهتر از من..روزی که با
اون آشنا شدم سکوت رو با تمام فریاد یاد گرفتم..
احساس کردم که بزرگ شدم..احساسی که تا به حال
نداشتم..
همیشه دوست و همدم خوبی بود..
ولی تا چند روز پیش نمی خواستم باور
کنم که شاید روزی تو را از دست بدهم..تو شکسی اما این بار هم مرا با تمام احساسم ..با تمام عشقی که به تو داشتم شکستی..
نمی دانستم که چقدر پیر شده بودی

 

..و حالا وقتی بود که باید از پیش من می رفتی..
وقتی تو را پاره پاره دیدم..تمام نگاهم به یاد تو شکست ..آن وقت بود که در آینه تو خودم را شکسته ..و تکه تکه دیدم..
تو به من نت را آموختی ..زدن برای همیشه بودن..دستانم  با تو قوت گرفت..با تو دوست شد..شما همیشه در کنار هم بودید..
زمانی که با تمام احساسم تو را می نواختم خوشحال بودم ..که هیچ وقت تنها نیسنتم..و تنها  یم گذاشتی..
تا چند رو ز..و چند هفته دیگر کسی به جای تو خواهد آمد.. دوست دارم او را هم مثل تو دوست داشته باشم..
فقط به خاطر اینکه هنوز هم تورا در دیده گان او نظاره می کنم..
مرا ببخش که نتوانستم برایت بهترین دوست باشم..
هیچ وقت از من چیزی نخواستی ولی من همیشه از تو صدایی را می خواستم برای نواختن..
مرا ببخش که نتوانستم جشنی به بزرگی صورتت بگیرم..
مرا ببخش که نتوانستم برای خداحافظیمان برایت دست تکان بدهم..
مرا ببخش روزی که تو را اینگونه دیدم..شاید برای گریستن.. اشکی نداشتم..چون برایم سخت بود که باور کنم..
حالا  نیستی که باز هم درکنار هم صداهایمان را تقسیم کنیم..
حالا دیگر کسی نیست که بنوازد و من برای تو بخوانم..
دوستت دارم.. حتی وقتی که نیستی..
ای کاش نبودنت را با خود می بردی..
 

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 8 خرداد1386ساعت 20:9  عکاس خدیجه نادری  |